داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم

خرید بک لینک
ساعت 7 صبح به سمت دانشگاه از خونه راهی می شم. اصلاامروز حس رفتن کلاس روندارم و حالم از این کلاس لعنتی به هم می خوره شایدم استادش، شاید همکلاس ها شایددرس ، نه درس اش رو دوست دارم ولی... انصافا حسش نیست. حوصله معطلی ندارم صبح که از خونه بیرون میام بوی گوگرد و دود و مرض تو شهرپیچیده و باد، آلودگی های طهرون رو روانه شهریار کرده و انگار اگزوز ماشین هاروگرفتن جلوی بینی ام. تاکسی های زرد درست تو محل ایستگاه شهرقدس پارک کردن راننده تاکسی ها هرکسی روکه می بینند سراسیمه می شند و وزوز می کند و می گند قلعه حسن خان یه نفر آقا قلعهای... با سر و چشم به یکی شون که میان ساله اشاره می کنم و میشینم تو ماشین پرایدِ زوار دررفته اش و خودم صندلی شاگرد رو اشغال می کنم به راننده می گم دانشگاه... راننده 3، 4 بار استارت می زنه و تا اینکه بالاخره رگ غیرت ماشین می جنبه وروشن می شه. راننده دست می بره به سمت جیب بلوزش و می پرسه: میشه سیگار روشن کرد؟ که میبینم حال خوشی نداره و انگار تو ذهنش پر از حادثه است حادثه هایی تلخ... تو دستش یه بسته سیگار camel دیدم و بهش گفتم : حاجی راحت باش! راننده ضبط صوتش رو روشن می کنه و هنوز پیش درآمد آهنگ به سرانجام نرسیده کهآهنگ والس های تهران مهرداد مهدی به صدا در نیامده که خودش زمزمه می کرد. یهو شوکه شدم، راننده تاکسی کجا و ساز آکاردئون کجا!! برام داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم...

ما را در سایت داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 20:21

در دانشگاههای کشور در سال چهار ماه درس خوانده نمیشود از زمانی که بهسبک آمریکایی ها برنامه های درسی پیاده شد،این وضع نکبت بار پیش آمد و به هیچ نحونمی شود به مصادر امور تفهیم کنی که این وضع عاقبت وخیمی به بار خواهد آورد.دخالت قدرتمندان و زورمندان در امور دانشگاه مصیبت دیگری است.تحمیلاستادان متکی به آنان خود لکه ننگی در دامن فرهنگ کشور که مفاسد آن حساب بر نمیدارد.برخی از مصادر امور می گو یند لازم نیست کسی درس بخواند کاری کنید بچه ها سروصدا نکنند. :(آنچیزی که ما جامعه علم می نامیم در واقع بخشی از استادیدرا شامل می شود که به ارائه آثار پژوهش و تفکر خود می پردازند. این استادید ناگزیر با چند عامل پیوستگی دارد. شرایط موجود معماری و شهرسازی ، ادبیات امروزی شهرسازی، توانایی های استاد، سطح و نوع دانش مخاطبان و شرایط اقتصادی و ...( البته خیلیچیز ها مثل تیپ و قیافه، کلاس کار و ... هم دراستاد ها نقش دارند شاید به خاطر بت های ذهنی و تلاش برای «دیگر» بودن بتوان اینان را آرتیست نامید!! ) پس شرایط علمی یک جامعه خواه نا خواه دارایمعانی زیادی است. وقتی بهتک تک استادید نگاه می کنیم اینها آدمهای بدی نیستند، نه آنکه جای استادی را اشغالکرده و نه آنکه مدیر و نماینده مجلس هستند، اینها همه اجزایی هستند که در یک کل نا منظمو در جایی نادرست قرار گرفته اند و احتمالا خیلی هم مقصر نیستند هرچن داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم...

ما را در سایت داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 20:21

برای من شهرسازی و شهر و دانشگاه چه بود و چیزی نبود بعضی مواقع به خود میگم ایکاش برمیگشتم به 4 سال پیش اون جایی بودم و می بودم طی طریق می کردم ریاضتی هرچند در سطح شما نداشتم آقا جانم ولی دوستدار بودم که...(راز) من در شهرسازی و دانشگاه و فضای مجازی سر آن نداشتم که از باببه معرفی خودم بپردازم، گمانم بر آن نیست که کسی از این ره درسی گرفته باشد.خاطرات واحساساتم را در خودم نگاه داشتم، در قصر ذهنم غرق می شدم و به غارتنهایی ام می رفتم. بحث انگیزی در شهرسازی را هرچند گاه گاهی لازم بود مکروه دانستم. به والله العظیم در دانشگاه دغدغه ام درس بوده و درس و درس و درس چون نامش مشخص است "مدرسه" گفتگوی من و معشوق مرا پایان نیست/ آنچه آغاز ندارد نپذیرد انجام و شاید هم آنچه آغاز دارد انجامی هم دارد! اما حالت سومی از گفتگو وجوددارد، آنچه نه آغاز و نه انجام دارد و آن سوم من هستم. در دانشگاه من (دانشکاه شاید بهترنام اصیل ش مدرسه) طی 4 سال با تمام سختی هایی که برایم البته درس خاصی که از سوی استادیدداده نشد همچنین دانشجوی به معنای واقعی دانشجو نیز نشدم و پی گیر و دغدغه هرچنددر ظاهر بر من ملال انگیز بود و درد و درد و درد ... با همه خاطرات تلخ اش شیرین ی اش فقط آشنایی با 5 نفر (4استاد) بود که در این بین تنها یک استاد داستانش فرق م داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم...

ما را در سایت داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 20:21

داستان مشهد (بافت حرم) چمدان ها را میبندیم و اینبار راهی دیار عاشقان و ادبا میشویم. به مرکزشهر میرویم، خیابان امام رضا را امتداد میدهیم. از کنار رهگذرانی که برخی با قدمهای تند و برخی با گام هایی که اندکی برای پرسیدن، انگشتری، یادگاری و شاید عطریاز جنس مشهد، از سرعت خود کاسته اند، میگذریم. بازار را را رد میشویم و به محلاتتاریخی مشهد میرسیم. اهل اینجا که باشیمیدانی اگر شهر آرام باشد و همه چیز سرجای خودش و به قاعده باشد، دوست داری از شهر و هویت شهری خود و اتفاقات شهری لذت ببری.گاهی هم با گوشه چشم به حرم چشم میدوزی و به هنر سازنده اش آفرینی میگویی... اماشهر باید آرام باشد و همه چیز به قاعده! مثلا اگر درست همین زاویه دید با مهمانیناخوانده و نطلبیده مخدوش شود، نه دیگر اینجا خواهی ایستاد و نه تعاملی را با محیطحس خواهی کرد. اندکی بالاتر را نگاه میکنیم، حرم در زیر پوششی از آسمانی بتنی به نام هتل، در حال زنده مانیست. و اهالی که دلنگران از سبز شدن این مجموعه اند. صدای نعره مستانه جرثقیل ها، هیاهوها و فریاهای کارگرانی که به امید لقمهای نان در کشمکش افکار زاییده از بورژوازی عده ای سخت مشغول کار هستند؛ شده درستیغ آفتاب ظهر تابستان یا سوز سرمای شبانه زمستان مشهد... . سنگ ها و آجرهایکی پس از دیگری بالا میروند، ماشین های حفاری و مته های بزرگی که با دل هر آنچه داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم...

ما را در سایت داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 20:21

2 ساله دوست دارم مقاله ای چیزیراجع به آهنگ (موسیقی) و شهر بنویسم ولی خیلی سخته و هر موقع میخوام به طرف اش برمیادم میره چی کار کنم و خودکارم رو میز می مونه و کاغذ صفر، ایده های جالبی به ذهنمیرسه ولی تو همان قصر ذهن هم دفن میشه J امروز بعد از 9 سال یکی از همکلاسی هام رو دیدم خاطراتدوران راهنمایی ام رو زنده کرد اون موقع ها که خیلی خیلی موسیقی گوش میدادم اونمنه هر موسیقی "رپ" بله رپ خیابونی چه خارجی اش چه ایرانی اش یعنی آرشیوکامل حتی از کلوپ های سطح شهر هم کامل تر بود داشتم ولی از اول دبیرستان به بعد ترک کردم و آدم شدم(خخخخ) (البته منظور ما از موسیقی رپ موضوعات اجتماعی اش نه چیز دیگه ای هاااا) و سراغ موسیقیاونم رپ اش اصلا نرفتم تا اینکه امشب بعد 9 سال به طور اتفاقی همان همکلاسی امدوباره اون موسیقی رو برام پخش کرد یاد شهر افتادم... بله شهر و موسیقی چطور؟ اینروزها دیگر به مدد توسعه ی تکنولوژی، همه جا دسترسی'یمان به موسیقی آسان شده یک گوشیو هنذفری و یک شهر. حتما تجربه کرده اید وقتی موسیقی گوش می دهید و در شهر راه میروید و یا میرانید،یا در تاکسی هنذفری خود را برای فایق آمدن به صدای مسخره ی رادیو بیشتر در گوشتانفشار میدهید، یا پشت در خانه یکی دو پایی اینور و آنور میکنید تا موسیقی تمام شودو وارد شوید، چقدر همه چیز بهتر است، رنگیتر است، لذت بخ داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم...

ما را در سایت داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 20:21

در حیرتمکه چه نویسم؟ روی سخنم با کیست؟ با خفته است یا با بیدار؟ اگر با خفته است، خفتهرا کی کند بیدار؛ و اگر با بیدار است، بیدار در کار خود بیدار است. وانگهی نویسندهچه نویسد که خود مطلب سیاه و از دست خویشتن در فریاد است. چوون از کشتزارخود بی خبرم، آسوده می چرم. آه اگر از پس امروز بود فردایی! ولیکن بهقول شیخ اجل سعدی:گاه باشدکه کودک نادانبه غلط برهدف زند تیری کلمه ایچند تقریر شود، و نکاتی تحریر گردد. شاید که دلپذیر افتد!... خوب ادبیحرف زدن الآن خیلی مد شدJ ما هم گفتیممقدمه این مطلب رو خیلی آرام و شاعرانه شروع کنیم با چاشنی بیدار شدن از خوابغفلت! موضوع از آنجاشروع می شود که بلاتکلیفی در درس و زندگی (بله زندگی، البته بماند بحثش برای بعد)آیا ارشد یا خیر؟ اصلا لازماست آیا؟ به نظر اینجانب دقیقا معلوم نیست ولی وقتی می بینم کسانی به ادامه تحصیلدر ارشد تمایل دارند که به غیر از خواندن جزوه و مشتی حفظیات (بی سواد ذاتی) عادتکرده و الآن این طور شده اتفاقا موفق همهستند ولی به ذات راه ندارند... متاسفانه اوضاع شهر و شهرسازی مانمناسب نیست دلیلش هم برخورد نامناسب هم چنین بی سوادی دانشجویان و استادید ی کهدیگر نظریه تولید نمی کنند، اکثر طرح ها برنامه ها شده کپی انگار کپی نکنی مواخذه خواهی شد؛ حرف جدید خیر؛ اگر بزنی به دار آویخته می شوی یا پذیرا داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم...

ما را در سایت داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 20:21

ما به انسان چگونه نگاه می کنیم ؟ اینجا این ما قابل تفکیکه ! شهرسازان ؟ و یا حاکمان ؟ تحقق مدلانسان در این زمان به دست چه کسیست ؟ و او انسان را از کجا و چگونه می شناسد ؟شهرساز اگر به زندگی معتقد نباشد به طرح شهر موفق نمی شود(...)بیایید تلاش کنیم به زندگی معتقد باشیم ، ( ببخشید شبیه وعظشد اما ادامه میدهم!) بیایید اگر بی اعتقادیم و اگر زندگی را باور نداریم اینبلایا را بر شهر تحمیل نکنیم... به دو چشم شهروندان... رمز و موفقیت یک شهرساز برای طرح و برنامه ای می ریزه چیه؟جز اینکه سعادت مخاطب ش رو دوست داشته باشه به فکر موفقیت خودمون نباشیم.به فکر سعادت اون باشیم، غصهبخوریم برای مردم محله مون و شهر مان... دلسوز...دل سوز...دل سوز... این طور موفق میشیم سعادت مخاطب ات رو دوست داشته باشی و علاقه داشته باشی به شهرتش کارینداری، طرح ات و برنامه ات برای هر محله ای باشه درست میشه... مردم شهرات را دوست داری...!؟ بعضی ها رو می بینم الآن که دغدغه شون اینه که استاد دانشگاه و هیئت علمی، و یه پایگاه و شرکت وجایگاهی داشته باشند و تثبیت بشند و یه حقوقی بگیرند و یه اعتباری به دست بیارند!! استاد دانشگاه شدن و هیئت علمی شدن بد نیستااااا، اگر سر راهت قرار گرفتحتی لازم بود براش تلاش کنی اشکالی نداره ولی اینکه هیئت علمی شدن و استاد دانشگاهشدن رو نه برای خدمت به خلق نه برای عشق س داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم...

ما را در سایت داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 20:21

مگر زیبا">زیبا و زیبا تر را می توان در کنار هم گذاشت؟ مگر میشود یک چیز هم زیبا باشد و هم زیبا تر؟ معمولا به این مسئله بسیار ساده نگاه می کنند اگر در بسیاری از نوشتهها دقیق شویم متوجه می شویم هسته اصلی آنها حول محور زیباتر کردن زیبایی ها و نابود کردن زشت ی هاست. زیبایی را نشان بدهیم، زیباتر را هم نشان بدهیم به خاطر پدیده هایزیبا تر، زیبایی های عالم"شهر" به چشم مردم زشت میاد. این کار ه اصلی یه شهرساز ست... کار یه شهرساز مقایسه زشتی و زیبایی نیست. الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیبْلُوَکُمْ أَیکُمْأَحْسَنُ عَمَلًا ..."ملک/2 «آن کس که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را آزمایش کند که کدام یک ازشما بهتر عمل می کنید» اصلا دنبال زشت نباید باشیم تو شهر بلکه دنبال زیباتر باشید.شهرسازها اگه زندگی بهتر در شهر را به مردم نشان بدیم یقین کنید زندگیخوب رو می اندازند سطل آشغال... به چه زبانی بگم؟! شهری بسازیم خیره کننده باشه، قشنگ باشه (هنرت را داری صرفچه می کنی ؟ ای شهرساز) من ه شهرساز میدونم که یک کار مثبتدر شهرسازی کاری است که تاثیرش بر شهر مثبت باشد اما چه بسیار مواردی که اینقدم های کوچک مثبت در کل منفی باشند. برای یافتن بهترین کار مثبت باید لااقل نگاه وطرح واره ای دور نگر و مبتنی بر روش منطقی داشت. امروزه شهرساز هایی رو می بینم که با زیبایی برخورد ساده لوحانه ایدا داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم...

ما را در سایت داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 20:21

صفحه بندی